نام: نگين

کارگردان: احمد معظمي

نویسنده: محمد محمود سلطاني، مسعود کرمي

تهیه کننده: اکبر تحويليان

سال ساخت: 1392


گالری تصاویر

خلاصه داستان: نگين دختر جواني که مشکل مالي دارد، تصميم مي‌گيرد به هر طريقي شده پول به دست آورد. در يک شرط‌بندي بين او و دو دوستِ خلافکارش (مهناز و محبوبه) شکل مي‌گيرد او چادر سر مي‌کند و به يک خيريه مي‌رود تا بتواند از آن‌ها پول بگيرد. نگين وارد خيريه مي‌شود و سراغ خانم معيني؛ مسئول خيريه مي‌رود و در نهايت خانم معيني يک انگشتر به او مي‌دهد و مي‌گويد با بردن انگشتر پيش شخصي به نام حاج اکبر، مي‌تواند قسمتي از مشکلاتش را حل کند. نگين سراغ حاج اکبر در بازار مي رود و در نهايت به همراه پسرِ او که با عجله به سمت خانه مي‌رود، وارد خانه‌ي حاج اکبر مي‌شود. در خانه‌ي حاج اکبر ولوله‌اي برپاست و مادر حاج اکبر که چند ماهي‌ست سرطان دارد، در حال چانه انداختن است.

حاج اکبر و فاميل در حال چک و چانه زدن با دکتر هستند. مادر حاج اکبر نگين را مريم خطاب مي‌کند و او را به فاطمه زهرا قسم مي‌دهد که بالاي سرش قرآن بخواند. اين در حالي‌ست که نگين، خواندنِ صحيحِ قرآن را بلد نيست اما شروع به خواندن مي‌کند و در نهايت باعث مي‌شود که مادرِ حاج اکبر پس از سه روز به خواب برود و اين نشانه‌ي خوبي براي حاج اکبر و پسر او؛ امير حسين است. حاج اکبر به نگين مي‌گويد پس فردا به سراغ او بيايد تا بيست ميليون به او بدهد. اما وقتي نگين در روز بعد مي‌رود نزد حاج اکبر مي‌رود، متوجه مي‌شود که مادر حاج اکبر که بالاي سرش قرآن خوانده، فوت کرده است و حاج اکبر مي‌گويد استخاره کرده و نمي‌تواند پولي را که به نگين قول داده، به او بدهد و اين تازه شروع ماجراست و نگين وارد ماجراهاي جديدي مي‌شود تا جايي که ...

 


  

بازيگران:

اميرمحمد زند. آناهيتا افشار. حديث ميراميني. بهار کاتوزي. جمال اجلالي. علي ثاني‌فر. صفا آقاجاني. سعيد نورالهي. نقي سيف جمالي.

 

ساير عوامل:

مدير تصويربرداري: عليرضا ودادتقوي. تدوينگر: روح‌الله هاشمي. مدير توليد: محمدعلي محمودي. صدابردار: حميدرضا يارندپور. صداگذار: محمد درگاهي. طراح صحنه و لباس: آناهيتا اقبال‌نژاد. طراح گريم: خاطره خاشعي. عکاس: متين تحويليان.